وعدالله حق!:))))) - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:02
_خدا جان من بنده ی توام نوکر توام جز تو پیش کسی نمیرم من با کسی جز حسین گلو بریده تو کاری ندارم....خدا جان...هستی دیگه؟میشنوی عزیز دلم؟...خدامی!اصن افریدی که کمکم کنی...اصن ببین خداجان توقع دارم ازت!ببخشیداا ولی قول دادی ولمون نکنی...خدا جان من واقعا کسی رو بجز تو ندارم دیگه...+وعد الله لا یخلف الله...
هیث! - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 1:59
انقلابی درونم در حال رخدادن است...غم میجوشد درونم؛توان تشخیص سرچشمه اش را هم ندارم...فقط گاهی،دهانم طعم خون میگیرد و چشمانم میزبان مهمانان ناخوانده میشود...کلماتم ردیف نمیشوند و قلم افقی می افتد روی ک
تبعید نه... - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 1:59
من میترسم ... نه از تویی که همه زندگیم شدی...از انقلابی که تهش بخوای تبعیدم کنی از وطن...تو وطنی برای من...بگیر،زندانی کن ،شکنجه کن، بکش اصلا...تبعید ولی نه...بزار پیشت باشم حتی در حد یه جنازه...بزار پیشت باشم...تبعید سخت ترین شکنجه است برای منی که وطن رو از جونم بیشتر دوست دارم...
خون آشام نیستم جان تو... - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 1:59
وطن بدون ساکن،بدون اهل و عیال،بدون تو وطن نیست عزیز... تو باش و نگذار 57 قلبم بشود.
ما را نگاهی از تو تمام است گر کنی... - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 1:59
چیه خب؟ دلم میگیره...سیاه که بود میترسیدم بیام و بخونم بیام و بنویسم حالا اما...راستی من در گوشی میگم، نه بخند نه مسخره کن: قلب من واقعا ضعیفه تا قبل از این فکر میکردم اتفاقا خیلی سخت جونم حالا اما به
:)))) - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 1:59
هزاران جان ما و بهتر از ما.... فدای تو که جانِ جانِ جانی.... نرگس نمیتوانم بو کنم...اما تو را از اعماق دل...چرا:)تو خوشبو ترین گلِ دنیایی....تو زیباترین مخلوق خدایی....انت خلقت لتشتت دقات قلبی:)❤دوست دارم بغلت کنم،یطووووری فشارت بدم که چشات از جاش بزنه بیرون!!!
ارام بکوب! - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 1:59
تا الان نشده بود دلتنگی انقدر به من فشار بیاورد؛دلتنگیی در حد یک روزو چند ساعت...قلبم،یک طوری فشار می اورد که احساس میکنم الان است که بمیرم!قلب من کوچک شده؟تاب من کم شده؟یا قدر دوست داشتنت انقدر زیاد شده که بی هوااز قلبم بیرون میزندو سر از کوچه پس کوچه های چشمانم در می اورد؟عزیز...نمیدانم،ولی بدجور ...